الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

206

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

معنى واقعيت دارد كه انسان از او متولد شده باشد ، و اين همان است كه در آيات پيشين آمده كه مادر جسمانى انسان تنها كسى است كه از او متولد شده است ، و اما پدر يا مادر روحانى كسى است كه يك نوع حق معنوى بر او داشته باشد ، همچون پيامبر ص كه پدر روحانى امت محسوب مىشود ، و هم به خاطر او همسرانش احترام مادر را دارند . ايرادى كه به اعراب جاهلى در مورد « ظهار » متوجه مىشد اين بود كه وقتى همسران خود را مادر خطاب مىكردند مسلما منظور آنها مادر معنوى نبود ، بلكه منظورشان اين بود كه آنها به منزله مادر جسمانى هستند ، لذا آن را يك نوع طلاق مىشمردند ، و مىدانيم مادر جسمانى با الفاظ درست نمىشود ، بلكه شرط آن تولد جسمانى است ، بنا بر اين سخن آنها سخن منكر و زور و باطل بود . ولى در مورد همسران پيامبر ص اگر چه آنها مادر جسمانى نيستند ، ولى به احترام پيامبر ص مادر روحانيند ، و احترام يك مادر را دارند . و اگر مىبينيم كه قرآن در آيات آينده ازدواج با همسران پيامبر ص را تحريم كرده آن نيز يكى از شئون احترام آنها و احترام پيامبر ص است ، چنان كه توضيح آن بطور مشروح به خواست خدا خواهد آمد . البته نوع سومى از مادر در اسلام به عنوان مادر رضاعى وجود دارد كه در آيه 23 سوره نساء به آن اشاره شده ( وَأُمَّهاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ . . . ) ولى آن در حقيقت يكى از شاخه‌هاى مادر جسمانى مىباشد . ج - سومين حكم ، مساله اولويت خويشاوندان در مورد ارث نسبت به ديگران است ، زيرا در آغاز اسلام كه مسلمانان بر اثر هجرت پيوند خود را با بستگانشان گسسته بودند قانون ارث بر اساس « هجرت » و « مؤاخات » تنظيم شد ، يعنى مهاجرين از يكديگر ، و يا از انصار كه با آنها پيوند برادرى بسته بودند ارث مىبردند ، اين يك حكم موقتى بود كه با وسعت يافتن اسلام و بر قرار شدن بسيارى